تبليغاتX
کمیته بحران زندانیان سیاسی
ارگان رسمي کميته بحران زندانيان سياسي
 



صفحه اول امروز روزنامه کيهان که به عکسی از استقبال مردم تبريز از احمدی نژاد مزين است و تا چشم کار ميکتد جمعيت استقبال کننده موج ميزند!



همان عکس بالا با ابعاد بزرگتر




و اين هم عکس واقعی از ميزان استقبال مردم تبريز از احمدی نژاد
+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:55  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

دویچه وله : محمد اولیایی‌فرد، وکیل مدافع اعضای هیئت مدیره سندیکای کارگران شرکت کشت‌وصنعت نیشکر هفت‌تپه، در نامه‌‌ای به سه اتحادیه‌ی جهانی کارگری خواستار حمایت آنان از حقوق موکلان خود شده است. ۵ عضو سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه هم‌اکنون در زندان به‌سرمی‌برند.
 
علی نجاتی رئیس هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه، به همراه سه‌همکار دیگر خود  فریدون نیکوفر، جلیل احمدی و قربان علی‌پور، اوایل آبان‌ماه (۴ آبان ۱۳۸۸) هر یک به ۶ ماه حبس تعلیقی و ۶ ماه حبس تعزیری محکوم شدند. محمد حیدری‌مهر، عضو دیگر هیأت مدیره سندیکای کارگران هفت‌تپه نیز به ۴ ماه حبس تعزیری و ۸ ماه حبس تعلیقی محکوم شد. این ۵ نفر هم‌اکنون در زندان به‌سر می‌برند.

اتهام این عده «تبلیغ علیه نظام» اعلام شده است، اما محمد اولیایی‌فرد، وکیل مدافع اعضای بازداشت‌شده‌ی هیئت مدیره سندیکای کارگران نیشکر هفت‌تپه در نامه‌ی خود به سه نهاد بین‌المللی مدافع حقوق کارگران، کنفدارسیون جهانی اتحادیه‌های کارگری (ITUC)، سازمان جهانی کار (ILO) و اتحادیه‌ی بین‌المللی کارگران مواد غذایی (IUF) این اتهام‌ را رد می‌کند.

آقای اولیایی‌فرد در نامه‌ی خود نوشته است: «اینجانب با قاطعیت اعلام می‌دارم که طبق هیچ ضوابط قانونی موکلین من اقدام به تبلیغ علیه نظام ننمودند و احکام صادره برای موکلین اساسا مغایر با موازین حقوقی بوده و در کمال بی‌عدالتی و صرفا براساس معیارهای امنیتی» صادر شده است.

مقام‌های قضایی ایران تلاش کارگران شرکت نیشکر هفت‌تپه برای احیای سندیکای کارگری را اقدامی "ضدانقلابی" ارزیابی کرده‌اند. در حالی که به‌گفته‌ی محمد اولیایی‌فرد، ایجاد تشکل‌های مستقل کارگری در قالب سندیکاها، هم موافق مقاوله‌های بین‌المللی است که جمهوری اسلامی ایران نیز امضاکننده‌ی آنهاست و هم مطابق اصل ۲۶ قانون اساسی ایران است که ایجاد چنین تشکل‌هایی را مجاز می‌داند.

تلاش‌های کارگران نیشکر هفت‌تپه برای احیای سندیکای مستقل زمانی آغاز شد که آنها از اقدا‌م‌ جدی "شورای اسلامی کار" برای دفاع از حقوق صنفی خود ناامید شدند. شرکت  نیشکر هفت‌تپه مد‌ت‌هاست که با بحران مالی و مدیریتی روبروست و تلاش ۴ هزار کارگر این شرکت برای دریافت دستمزدهای معوقه‌ی خود تاکنون به جایی نرسیده است.

کارخانه نیشکر هفت‌تپه در سال ۱۳۸۶ در چارچوپ  اصل ۴۴ قانون اساسی به بخش خصوصی واگذار شد، اما از آن موقع مدیریت این شرکت عملا با بحران روبرو بوده و به بهانه‌های مختلف از پرداخت دستمزد معوقه‌ی کارگران سرباز زده است. گفته می‌شود یکی از دلایل اصلی بحران این شرکت، واردات بی‌رویه شکر از خارج بوده است.

محمد اولیایی‌فرد، در نامه‌ی خود به نهادهای بین‌المللی کارگری، ضمن  نگرانی از وضعیت موکلین بازداشت‌شده‌ی خود، خطر اخراج آنها از کار  و وضعیت دشوار خانواده‌هایشان را یادآور شده و از مسئولین این نهادها خواسته است از حقوق موکلین وی تا آزادی آنها حمایت کنند

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:54  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

بنا بر خبر دريافتي خبرنگار موج سبز آزادی، چند تن از اعضای شورای صنفی دانشگاه علم و صنعت توسط اعضای تشکل بسیج این دانشگاه مورد ضرب و شتم قرار گرفتند.



به گزارش موج سبز آزادی، روزچهارشنبه 28 آبان چند تن از اعضای بسیج دانشگاه علم وصنعت در یک حرکت هماهنگ و ازپیش تعیین شده به دفتر شورای صنفی این دانشگاه حمله کرده و به ضرب و شتم دانشجویان عضو شورای صنفی پرداختند. برخی از مضروبان این درگیری جزو دانشجویانی بودند که برای کاری به این تشکل رجوع کرده بودند و در آن حتی عضویت هم نداشتند.

اعضای بسیج در توجیه این زد و خورد مدعی شدند که دفتر شورای صنفی دانشگاه علم وصنعت در هر مناسبتی دانشجویان را به طرق مختلف تشویق به ناآرامی می‌کند.

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:53  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 

 وکیل مسعود باستانی با بیان اینکه حکم بدوی موکلش بدون حضور وکیل صادر شده از دادگاه تجدیدنظر خواست تا برای رسیدگی به اتهامات موکلش تشکیل جلسه دهد.

محمد شریف در گفت‌وگو با خبرنگار ایلنا درباره آخرین وضعیت پرونده مسعود باستانی اظهارداشت: موکلم قبل از بازداشت،با بنده وکالت‌نامه‌ای امضا کرده‌بود و پس از بازداشت علی‌رغم پیگیری‌های مکرر در دادسرای انقلاب از شعبه‌ای که پروده باستانی را رسیدگی می‌کرد،‌آگاه نشدم.
وکیل باستانی ابراز امیدواری کرد که با توجه به محرومیت موکلش از حضور وکیل در دادگاه بدوی ،‌دادگاه تجدید نظر با تشکیل جلسه رسیدگی موافقت کند.

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:52  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
صدای آلمان  
خبر اعدام قریب‌الوقوع سه فعال کرد پس از اجرای حکم اعدام احسان فتاحیان، فضای کردستان را ناآرام کرده است. مسعود کردپور روزنامه‌نگار کرد می‌گوید اگر وضع به همین روال پیش رود، احتمال وقوع یک خشونت سراسری کم نخواهد بود.

پس از اجرای سریع حکم اعدام احسان فتاحیان در زندان سنندج، خبر رسید که شیرکو معارفی یک فعال کرد دیگر نیز برای اجرای حکم اعدام به قرنطینه زندان برده شده است. هم‌اکنون دو نام دیگر حبیب‌الله لطیفی و زینب جلالیان نیز به لیست اعدامی‌های استان کردستان اضافه شده‌اند.



مسعود کردپور روزنامه‌نگار و فعال حقوق بشر می‌گوید فضای کردستان هم از سوی مردم و هم از سوی حکومت بسیار رادیکال شده است.



آقای کردپور گفته می‌شود که یک هیأت ویژه اجرای اعدام از تهران به کردستان فرستاده شده است. آیا این خبر صحت دارد؟



مسعود کردپور: البته لزومی ندارد که هیأتی برای اجرای اعدام از مرکز به کردستان بیاید یا به هر نقطه‌ی دیگری اعزام شود. چون به هرحال دادگستری‌ها و اداره‌ی اطلاعات در تمام مناطق استان‌های کشور کاملاً مستقل هستند و معمولا احکامی که صادر می‌شود مراحل قضایی خودش را طی می‌کند و چون قوه قضاییه در مورد مسائل امنیتی براساس گفته‌ی بسیاری از وکلا که در پرونده‌های امنیتی و سیاسی دخالت دارند، استقلال آنچنانی ندارد، در نتیجه این‌ها اختیار کامل دارند که احکام اعدام یا هر حکمی که لازم باشد را صادر کنند. این احکامی هم که در این مناطق صادر شده، معمولاً مراحل قضایی خودش را طی کرده و در نتیجه به دیوان عالی کشور هم رفته‌و اکثراً هم تأیید شده‌ و آماده‌ی اجرا هستند. بعد از این که پرونده‌سازی شد یا پرونده در نهادهای امنیتی تکمیل شد، حکم صادر می‌شود، مراحل قانونی‌اش طی می‌شود و آماده‌ی اجرا می‌شود که اکثراً هم اجرا شده است.



در حال حاضر چند نفر در کردستان محکوم به اعدام‌هستند؟



آمارهای مختلفی وجود دارد. ولی حدود ۱۳ نفر الان در کردستان محکوم به اعدام هستند. با توجه به این که وضعیت امنیتی منطقه در سه چهار سال گذشته تغییر کرده، مدیریت‌ها تغییر کرده و فضا در کل رادیکالتر شده است یعنی هم مردم اعتراضاتشان بیشتر شده و هم احزاب و اپوزیسیون از نظر تبلیغات شبکه‌های بیشتری دارند، با توجه به ناکارآمدی که در زمینه‌ی مدیریت منطقه و کشور بوجود آمده، فضا رادیکالتر شده و درنتیجه مسائل جنبه‌ی امنیتی پیدا کرده یعنی از جنبه‌ی سیاسی و اجتماعی بیرون آمده است. چون آقایان راه حلی دیگری غیر از این که برخورد امنیتی شود و زندانی کنند ندارند در نتیجه این احکام اعدام صادر می‌شود و بیشتر فعالیت‌ها در واقع زیرزمینی شده است. حتی به افرادی مثل آقای دکتر عبدالله رمضانزاده که سخنگوی دولت بودند، و استاندار این منطقه و در چارچوب قانون و خود نظام جمهوری اسلامی فعالیت می‌کردند، اینطور برخورد می‌کنند. وقتی فضا برای اصلاح‌طلبان این جوری شود، یعنی قطبی شود و حتی افرادی که در چارچوب خود نظام جمهوری اسلامی هم می‌خواهند فعالیت کنند، نتوانند، دیگر وضعیت جوری می‌شود که تنها راه چاره زندان است.



از بین آن ۱۳ نفری که گفتید در حال حاضر در کردستان به اعدام محکوم شده‌اند، سه نفرشان گویا خیلی اعدامشان قریب‌الوقوع است. آقای شیرکوه معارفی، حبیب‌الله لطیفی و خانم زینب جلالیان. آیا خبری از این سه زندانی محکوم به اعدام دارید؟



خبرهای متنوعی از داخل زندانها می‌آید که می‌خواهند حکم‌ها را اجرا کنند. این خبرها به خانواده‌هایشان رسیده که آنها را برده‌اند قرنطینه‌ی زندان. من خودم وقتی زندان بودم، کسانی را می‌بردند قرنطینه‌ی زندان و بعد هم برمی‌گرداندند و اعدامشان هم نکردند. این شوکی وارد می‌کند و زندانی احساس می‌کند که حکم می‌خواهد اجرا شود. این‌ها را هم چند دفعه به قرنطینه‌ی زندان و انفرادی بردند یعنی می‌خواهند حکم را اجرا کنند. ولی عملاً تا الان فقط حکم احسان فتاحیان اجرا شده و ظاهراً شیرکوه معارفی را هم به زندان عمومی سقز برگردانده‌اند و الان در بند عمومی است و وکیلشان هم اعلام کرده که حکم ایشان مشکلی ندارد و چند روز پیش هم با خانواده‌اش ملاقات کرده.



گفته می‌شود که این اعدامها به ترور شماری از شخصیت‌های مذهبی و حکومتی که اخیراً در سنندج و در یکی دو شهر دیگر کردستان اتفاق افتاد، مربوط است. آیا چنین چیزی به نظر شما می‌تواند صحت داشته باشد؟



هر عمل مجرمانه‌ای که در منطقه یا در هرجایی اتفاق می‌افتد، قانون چارچوب کار را مشخص کرده است. اگر در این زمینه کسی متهم شده که این عمل را انجام داده که خب به دادگاه می‌رود، حکم می‌گیرد و بررسی می‌شود و لزومی ندارد که کسی به جای کسی دیگر یا حزبی به جای حزب دیگر در این قضیه مجازات شود. مسئولین قضایی و امنیتی استان خودشان اعلام کردند که این ترورهایی که صورت گرفته، افرادی بودند که مذهبی و اهل سنت و افراطی‌های مذهبی و وهابیون بودند که این کار را انجام دادند. اگر قرار باشد کسی مجازات شود، باید همان کسانی مجازات شوند که این کار را انجام داده‌اند، نه این که افراد دیگری مجازات شوند و یک حالت انتقام‌گیری پیدا کند و کسی بجای کسان دیگری مجازات شود. بنابراین من فکر نمی‌کنم این‌ها ربطی به همدیگر داشته باشد به آن صورت که افرادی آنجا ترور شده‌اند و یک عده‌ی دیگری را اینجا اعدام کنند.



آقای کردپور الان بخصوص بعد از اعدام احسان فتاحیان و این خبرهایی که هست، جو عمومی کردستان چه طور است؟



می‌دانید که فضای اینجا همیشه رادیکال بوده، به دلیل محرومیت‌ها و فقری که وجود دارد، بیسوادی خیلی زیاد است. در چنین مناطقی که این مشکلات هست، معمولاً جو احساسی بر مسائل حاکم است. اینجا حساسیت بیشتر است و خود حاکمیت هم برخورد افراطی بیشتری دارد انجام می‌دهد. اپوزیسیون حداقل بیست شبکه‌ی تلویزیونی ماهواره‌ای کرد زبان دارد که برای مناطق مختلف کردستان ترکیه، ایران و عراق و سوریه برنامه پخش می‌کنند. افکارعمومی را عملا این شبکه‌های مختلف ماهواره‌ای دارند شکل می‌دهند و بخش بزرگی از این شبکه‌ها هم تحت نظر اپوزیسیون اداره می‌شود. یعنی احزاب اپوزیسیون با وجود انشعابات زیادی هم که داشته‌اند، این شبکه‌ها را اداره می‌کنند و روی مسائل، خیلی حساسیت درست می‌شود. خود حاکمیت باید کاری کند که مسائل جنبه‌ی این چنین امنیتی پیدا نکند. چون یکدفعه با توجه به وضعیتی که در تهران حاکم است و جنبش سبز و این مسائل، اینجا اگر این اعتراضات جنبه‌ی عمومی و سراسری پیدا کند، احتمال دارد که به خشونت کشیده ‌شود و شیرازه‌ی امور ازهم پاشیده ‌شود.



خانواده‌ها برخوردشان چه طور است، وقتی این خبرها می‌آید که مثلا یک نفر اعدام شده، آیا از فعالیت‌فرزندانشان جلوگیری می‌کنند، یا این که جری‌تر و رادیکالتر می‌شوند؟



الان فضا خیلی سیاسی شده. وقتی در تهران که مسائل سیاسی به آن صورت حاد نبود، کل خانواده ‌می‌آیند مثلاً در سیزده آبان تظاهرات اعتراضی می‌کنند، در اینجا خیلی وضعیت رادیکالتر است. نمی‌شود جلوی جوانان را گرفت. وقتی بیکاری بسیار زیاد است، وقتی یک جوان می‌رود لیسانس هم می‌گیرد، ولی امیدی ندارد، آیند‌ه‌ای ندارد و بیکار می‌چرخد، دیگر مجبور می‌شود یا برود خارج، یا به احزاب اپوزیسیون بپیوندد. چون آنجا هم یک کمی آرمانگرایانه و احساسی برخورد می‌کنند و جوانها جذب می‌شوند که بروند اعتراض ‌کنند و خانواده‌‌ها نمی‌توانند جلویشان را بگیرند. من فکر می‌کنم اگر این سیاست‌هایی که تا الان ادامه داشته، ادامه داشته باشد، آخرش به جایی می‌رسد که خیلی بحران شدیدتری بوجود می‌آید، جتی شدیدتر از سال ۸۴ که به خاطر کشتن ’’شوانه سید قادری‘‘کردستان یکماه ناآرام بود و اعتراضاتی وجود داشت. من فکر می‌کنم اینبار اگر این قضایا اتفاق بیفتد، خیلی فضا رادیکالتر می‌شود. چون آن موقع اصلا‌ح‌طلب‌ها سرکار بودند، آقای خاتمی سرکار بود و فضا لطیف‌تر و نر‌م‌تر بود.



برای برخی از ناظران این نگرانی وجود دارد که یکبار دیگر فضای کردستان به سالهای ابتدایی انقلاب، سالهای ۵۸ و ۵۹ برگردد که سرکوب خیلی شدیدی در کردستان صورت گرفت. فکر می‌کنید ممکن است آن دوره دوباره تکرار شود؟



نه، من فکر نمی‌کنم. اصلاً امکانپذیر نیست که بتوان فضا را به ۳۰ سال پیش برگرداند. همه چیز تغییر کرده است. هم آدمها تغییر کرده‌اند، هم دنیا تغییر کرده است و هم احزاب تغییر کرده‌اند. حاکمیت الان خودش مثل آن موقع یکدست نیست. کسانی مثل موسوی و کروبی و خاتمی و حتی هاشمی رفسنجانی الان اپوزیسیون هستند و مخالف سیاست‌ها و وضعیتی که در کشور وجود دارد. بنابراین چنین چیزی اصلاً امکانپذیر نیست که فضا به ۳۰ سال پیش برگردد و اگر بخواهند کسانی با این شیو‌ها حکومت کنند و کشور را مدیریت و اداره کنند، مسلماً وضعیت‌مان را بجایی می‌رساند که خیلی بحرانی‌تر از وضعیت کنونی است و هم چیز را ازهم می‌پاشاند. به قول معروف نه از تاک، نشان می‌ماند و نه از تاک‌نشان.



مصاحبه‌گر: میترا شجاعی

تحریریه: بهرام محیی
+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:52  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران، دانشجوی زندانی شبنم مددزاده ازناراحتی حاد تپش قلب رنج می برد. علیرغم گذشت 20 روز از ناراحتی قلبی او و شدت یافتن آن از درمان وی بدلایل واهی خوداری می کنند.عدم درمان باعث شده که جان او را درمعرض خطر جدی قرار دهد.

دانشجوی زندانی شبنم مددزاده از 20 روز پیش دچار تپش قلبی شده است و ناراحتی او بسیار نگران کننده است.او بسیار جوان است و همچنین خود و خانواده اش سابقۀ قبلی این نوع بیماری را نداشته اند. زندانی سیاسی شبنم مددزاده تا به حال چندین بار بخاطر شدت یافتن ناراحتی قلبیش به بهداری زندان اوین مراجعه کرده است ولی به او گفته شده است دستگاه نوار قلب آنها خراب است و نمی توانند برایش کاری انجام دهند. یکی از پاسداران زن شاغل در بهداری زندان بنام غفاری خطاب به خانم مددزاده می گوید: ما شما را اینجا نیاوردیم که نجات بدهیم ،شماها را اینجا آوردیم که زجر کشتان کنیم.

این جواب کسی است که باید امدادهای پزشکی به بیمارانی که نیاز مبرم به آن را دارند را بدون توجه به اعتقادات و دیدگاههای آنها برساند. گفتۀ این فرد حاکی از نیات پلیدی است که بازجویان وزارت اطلاعات در لوای کارکنان بهداری زندان در پی آنها هستند. آنها حتی در مراکزی که تحت عنوان درمانی در زندانها ایجاد کرده اند زندانیان سیاسی را تحت فشار و مورد تهدید قرار میدهندو سعی در حذف فیزیکی آنها دارند و ابائی هم از گفتن نیات پلید خود به قربانیانشان ندارند.

خانواده مددزاده پس از اطلاع از جواب غفاری از کارکنان بهداری زندان اوین به فرزندشان شوک شدند. برای درمان و نجات فرزندشان به مقیسه ای از اعضای کمسیون مرگ، قتل عام زندانیان سیاسی در سال 1367 و رئیس فعلی شعبۀ 28 دادگاه انقلاب که مسئولیت پرونده هر دو فرزندشان را در دست داردمراجعه کردند. مقیسه ای با رفتاری توهین آمیز و خشن قبل از اینکه اجازۀ صحبت به آقای مددزاده بده خطاب به این پدر دردمند که 72 سال سن دارد گفته است : تومنافقی، و بعد از آن بطور توهین آمیزی خطاب به این پدر گفت: برو ،برو بیرون و اجازه مطرح کردن مشکل فرزندانش را به او نداد.

از زمان انتقال زندانیان سیاسی زن به بند عمومی بطور مرموزی هر کدام از آنها دچار ناراحتی شده اند که سابقۀ قبلی این نوع بیماری را نداشته اند علاوه بر شبنم مددزاده خانم مهسا نادری دچار سردردهای شدید و مستمر است.

از طرفی دیگر تا به حال چندین بار است که دادگاه این دانشجوی در بند و برادرش فرزاد مددزاده به دلایل واهی به تعویق افتاده است و قرار است که روز 14 آذر ماه دادگاه آنها تشکیل گردد.

خانم مددزاده و سایر زندانیان سیاسی زن مدتی است که از ملاقات حضوری با خانواده هایشان محروم هستند این در حالی است که زندانیان عادی و خطرناک بصورت هفتگی از ملاقات حضوری بهره مندند.

دانشجوی زندانی شبنم مددزاده اول اسفند 1387 توسط مامورین وزارت اطلاعات ربوده شد و با طرح فریبکارانه ای بردار او رابه اداره اطلاعات فراخواندند و وی را دستگیر کردند . آنها بیش از 7 ماه در بند مخوف 209 زندان اوین زندانی بودند . ونزدیک به 8 ماه است که در بلاتکلیفی بسر می برند.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران ، نسبت به بیماریهای مرموزی که زندانیان سیاسی زن به آن مبتلا می شوند ، عدم درمان آنها، تهدید غیر مسقیم به حذف فیزیکی و توهین به خانواده ها توسط فردی که خود را قاضی می نامد را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و گزارشگر ویژه زنان سازمان ملل خواستار اقدامات فوری برای نجات جان وآزادی زنان زندانیان سیاسی در ایران است.

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

29 آبان 1388 برابر با 20 نوامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:51  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

بنابه گزارشات رسیده به فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران،زندانی سیاسی هادی عابد با خدا از زندانیان سیاسی دهۀ 1360 که دچار نقص شدید جسمی( قطع نخاع) می باشد و حتی قادر به انجام کارهای شخصی روزانه خود نیست دستگیر و به زندان مرکزی رشت منتقل گردید.

زندانی سیاسی هادی عابد با خدا 50 ساله و دچار قطع نخاع می باشد و از انجام امور شخصی خود عاجز است .او اخیرا در شعبۀ 2 دادگاه انقلاب رشت به 2 سال حکم تعزیری محکوم شد و در تاریخ 17 آبان ماه با یورش مامورین وزارت اطلاعات به منزل آنها دستگیر و به زندان مرکزی رشت منتقل گردید.بدلیل معلولیت شدید جسمی و قادر نبودن به انجام کار شخصی خود، او را در حال حاضر در بهداری زندان رشت در بازداشت قرار داده اند.زندانی سیاسی هادی عابد با خدا اعلام کرده است که در صورت انتقال به بند عموی اقدام به اعتصاب غذا خواهد نمود . مشکلات جسمی این زندانی به حدی حاد است که بهداری زندان رشت طی نامه ای به پزشک قانونی عدم تحمل کیفر او را تایید کرده و خواستار اقدام در این مورد شده است.

مامورین وزارت اطلاعات چند ماه پیش به منزل زندانیان سیاسی هادی عابد با خدا یورش بردند او و همسرش را دستگیر وبه اداه اطلاعات رشت منتقل کردند. آنها برای مدتی طولانی تحت بازجویی قرار داشتند ولی به خاطر معلولیت شدید جسمی، آنها را با وثیقه سنگین آزاد کردند و مقدار زیادی از وسائل منزل آنها را مانند کامپیوتر و غیره را با خود بردند و همچنین برای تحت فشار مالی قرار دادن این خانواده دستور اخراج فرزندانش را از محل کار صادر کردند.

بازجویان وزارت اطلاعات علیه او پرونده سازی نمودند و آن را به شعبۀ 2 دادگاه انقلاب ارسال کردند.آنها اتهامات واهی به وی نسبت دادند که از جملۀ آن؛ عضویت در سازمان مجاهدین خلق ایران،خروج غیر قانونی از کشور در صورتیکه او پاسپورت قانونی دارا است ،تشویق زندانیان سیاسی سابق به پیوستن به سازمان مجاهدین خلق ایران و اتهامات دیگر.

لازم به یادآوری است که زندانی سیاسی هادی عابد با خدا در دهۀ 1360 به دلیل هواداری از سازمان مجاهدین خلق چند سال در زندانهای اوین و قزل الحصار تحت شدیدترین شکنجه های جسمی و روحی بسر برد. پاسداران هنگامی که قصد داشتند او را دستگیر کنند بسوی وی شلیک کردند که در اثر اصابت گلوله، باعث قطع نخاع وی شد.قطع نخاع او باعث گردید که تعداد از اندامهایش بطور طبیعی عمل خود را نتوانند انجام دهند که از جملۀ آنها راه رفتن، مثانه (با سوند ) و کلیه و دستگاه گوارشی او بشدت آسیب دیده است. او عملا از کار افتاده است و دچار معلولیت شدید جسمی است.هرمز عابد باخدا برادر آقای هادی عابد با خدا در دهۀ 1360 بخاطر هواداری از سازمان مجاهدین در زندان اعدام گردید

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران دستگیری زندانیان سابق سیاسی که دچار معلولیت شدید جسمی هستند و حتی قادر به انجام امور شخصی خود نمی باشند را محکوم می کند و از کمیسر عالی حقوق بشر و سایر سازمانهای حقوق بشری جهان خواستار اقدامات عاجل برای پایان دادن به جنایتهای سیستماتیک این رژیم علیه مردم ایران است

فعالین حقوق بشر و دمکراسی در ایران

29 آبان 1388 برابر با 20 نوامبر 2009

گزارش فوق به سازمانهای زیر ارسال گردید:

کمیساریای عالی حقوق بشر

کمسیون حقوق بشر اتحادیه اروپا

سازمان عفو بین الملل

سازمان دیدبان حقوق بشر


http://pejvakzendanyan.blogfa.com

pejvak_zendanyan10@yahoo.com

pejvakzendanyan@gmail.com

tel.:    

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:50  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 

رادیو زمانه:

سازمان «وبی اواردز» (Webby Awards)، استفاده از خدمات توییتر توسط معترضان ایرانی را به عنوان یکی از لحظات تاریخی سال ۲۰۰۹ اینترنت معرفی کرد.

این سازمان، ۱۰ لحظه تاریخی اینترنتی در دهه اخیر را اعلام کرده است که یکی از آنها استفاده معترضان ایرانی از توییتر است.

وبی اواردز، جوایزی هستند که از سال ۱۹۹۶ هر ساله توسط «فرهنگستان بین‌المللی هنرها و علوم دیجیتال» اعطاء می‌شود. این جوایز را «اسکار اینترنت» نیز نامیده‌اند.

چهاردهمین جایزه وبی اواردز در ماه آوریل ۲۰۱۰ در ۱۰۰ مقوله اهدا می‌شود.

لحظات تاریخی سال‌های دهه اخیر که از سوی این سازمان معرفی شده‌اند، عبارتند از:

گسترش فهرست شبکه ارتباطی کریگ به بیرون از شهر سان‌فرانسیسکو (۲۰۰۰)، آغاز به‌کار بخش تبلیغاتی گوگل (گوگل ادووردز (۲۰۰۰)، آغاز به‌کار دانشنامه ویکی‌پدیا (۲۰۰۱)، تعطیل شدن تارنمای نپستر؛ سایت دریافت رایگان موسیقی (۲۰۰۱)، گوگل آی‌پی‌او ؛آزادسازی سهام گوگل برای عموم (۲۰۰۴)، انقلاب ویدئویی برخط (۲۰۰۶)، دسترسی غیر دانشجویان به فیس‌بوک و آغاز به‌کار توییتر (۲۰۰۶)، به بازار آمدن تلفن‌های چندرسانه‌ای همراه آی‌فون (۲۰۰۷)، مبارزات انتخاباتی ایالات متحده (۲۰۰۸) و اعتراضات انتخاباتی ایران (۲۰۰۹).

در بخش اعتراضات انتخاباتی ایران در بیانیه وبی اواردز به عنوان توضیح آمده ‌است:

«هنگامی که انتخابات سال ۲۰۰۹ ریاست‌جمهوری در ایران، نتایج مشکوک به بار آورد، مخالفان به سراغ توییترها رفتند و بدین‌وسیله، انقلاب توییتر زاده ‌شد. توییتر به‌واقع چنان برای سازماندهی تظاهرات‌ها حیاتی شد که وزارت خارجه ایالات متحده از این شرکت خواست تا وقفه برنامه‌ریزی خود برای نگهداری سایت را به تعویق بیندازد. این اعتراضات هم‌چنین مزیت توییتر به عنوان یک وسیله اعتراضی کلیدی را نشان داد: از آن‌جا که بیشتر کاربران از طریق یک تارنمای مرکزی به آن وارد نمی‌شوند، سانسور آن تقریباً محال است.»

توییتر (Twitter) یک شبکه گسترده و محبوب ارتباط اینترنتی است. این شبکه همراه با شبکه اجتماعی اینترنتی فیس‌بوک به مهم‌ترین وسایل ارتباط جمعی در ایران به ویژه در میان جوانان تبدیل شده و نقش اطلاع‌رسانی مهمی در انتخابات اخیر و ناآرامی‌های متعاقب آن داشته ‌است.

بنا بر اعلام سازمان وبی اواردز، این ۱۰ لحظه اینترنتی نشان می‌دهند که اینترنت، باعث دور زدن نظام‌های قدیمی شده و قدرت بیشتری به توده مردم داده ‌است. دیوید-میچل دیویس، مدیر وبی اواردز می‌گوید: «اینترنت، قصه اصلی دهه ماست، زیرا محرکی برای تغییر شد. نه تنها تغییر در زندگی روزمره، بلکه در همه‌چیز از تجارت گرفته تا ارتباطات، سیاست و فرهنگ پاپ.»

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:50  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر- زندانیان سیاسی در بند 350 زندان اوین در اعتراض به شرایط نامناسب این بند و همچنین انتقال بهمن احمدی‌امویی به سلول انفرادی، از روز گذشته روزه سیاسی گرفته‌اند.

بنابرگزارش‌ها، پس از اعمال فشارها و محدودیت‌های شدید بر زندانیان سیاسی جهت قطع ارتباط آنان با خارج از زندان و هم‌چنین شرایط نامناسب رفاهی و بهداشتی حاکم بر بند 350، این زندانیان با نگارش نامه‌هایی به مسئولان زندان اعتراض کردند. با این وجود‌، مسئولان زندان اوین نه تنها به اعتراض زندانیان سیاسی توجه نکردند، بلکه در یک اقدام تنبیهی، مدت زمان تماس تلفنی آنان را به دو دقیقه در روز کاهش داده و " بهمن احمدی‌امویی"، روزنامه نگار زندانی را به سلول انفرادی منتقل کردند.

زیرزمین بند 350 در دو هفته گذشته به محل نگه‌داری زندانیان سیاسی و به خصوص بازداشت‌شدگان اعتراضات پس از انتخابات تبدیل شده است. هم‌اکنون بیش از 100 زندانی در این بند نگه‌داری می‌شوند.

اکثر این افراد پس از ما‌ه‌ها نگهداری در بند209 به این بند انتقال یافته‌اند.

زندانیان سیاسی می‌گویند:" مقامات قضایی و امنیتی، بند 350 را به شعبه 2 بند 209 تبدیل کرده‌اند و شرایط حاکم در این بند مشابه بند 209 است."

خانواده‌های شماری از زندانیان سیاسی حاضر در بند 350 در روزهای گذشته با نگارش نامه‌ای خطاب به دادستان، نسبت به شرایط نگه‌داری زندانیانشان اعتراض کردند. در بخشی از این نامه آمده است:"

در حالی که غذای بند 350 زندان اوین بدون کیفیت و ناکافی است ،فروشگاه داخل زندان از فروش موادغذایی مناسب و موادی مانند میوه و سبزیجات به زندانی ها خودداری می کند.اگربرای آنها غذای مناسب فراهم نمی کنید حداقل اجازه بدهید که گاهی با پول خود غذا و میوه بخرند. غذای نامناسب با کیفیت بسیار پایین زندان نیز دلیلی بر طولانی مدت شدن بیماری آنان شده است. با خبر شده ایم در هفته چند بار فقط به آنها برنج سفید و یا حداکثر برنج به اضافه رب گوجه فرنگی به عنوان غذای اصلی داده می شود.این در حالی است که اکثر آنها هم بیمار هستند و هم به خاطر تحمل فشار پنج ماه زندان ضعیف و رنجور شده اند .ادامه این وضع سلامت آنها را بیشتر دچار مخاطره می کند

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:49  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

متهمان کهریزک 8 نفرند

مهر: رئیس کمیته ویژه بررسی وضعیت بازداشت شدگان حوادث بعد از انتخابات با اشاره به دیدار خود با رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح شاکیان بازداشتگاه کهریزک را بیش از 100 نفر اعلام کرد و گفت: دادگاه متهمان کهریزک زودتر از متهمان کوی دانشگاه برگزار می شود.

پرویز سروری با اشاره به اینکه با رئیس سازمان قضایی نیروهای مسلح درباره برگزاری دادگاه متهمان کوی دانشگاه و بازداشتگاه کهریزک دیدار داشته است ، خاطرنشان کرد: به گفته رئیس این سازمان، دادگاه متهمان کهریزک قبل از دادگاه متهمان کوی دانشگاه برگزار می شود اما با توجه به اینکه متهمان این پرونده بیش از 100 نفرند تشکیل دادگاه ها امری زمان بر است.

نماینده مردم تهران در خانه ملت همچنین گفت: مسئولان قضایی به صورت شبانه روزی درحال کار بر روی پرونده کهریزک هستند و در دیدار اخیر تاکید شد که روند بررسی این پرونده با سرعت ادامه می یابد.

عضو کمیسیون امنیت ملی و سیاست خارجی مجلس در خصوص مرگ پزشک بازداشتگاه کهریزک نیز تاکید کرد: قرار است پزشکی قانونی گزارشی در رابطه با مرگ این پزشک به کمیته ویژه مجلس ارائه دهد.

وی در پاسخ به اینکه آیا با مسئولان پزشکی قانونی در رابطه با مرگ پزشک کهریزک دیدار داشته اید گفت: تاکنون دیداری نداشته ایم.

احتمال جرح و تعدیل در گزارش کمیته ویژه

سروری در خصوص گزارش این کمیته که قرار است به مجلس ارائه شود با بیان اینکه از نظر ما گزارش تکمیل و آماده ارائه است ، اظهار داشت: یکی دو نماینده نقطه نظراتی در رابطه با این گزارش داشتند و به همین دلیل قرار شد نظرات آنان در گزارش لحاظ شود و ممکن است گزارش کمیته که هم اکنون 6 صفحه است با کمی جرح و تعدیل به هیئت رئیسه مجلس ارائه شود.

وی در این رابطه تاکید کرد: اگر در چند روز آینده گزارش پزشکی قانونی به دست کمیته ویژه برسد ممکن است در گزارش نهایی ما قید شود اما در غیر این صورت با توجه به اینکه ما گزارش خود را قبل از این وقایع جمع آوری کرده ایم به این موضوع پرداخته نخواهد شد.

رئیس کمیته ویژه مجلس با اشاره به جو سازی برخی رسانه ها مبنی بر اینکه پزشک فوت شده بازداشتگاه کهریزک پیش از مرگش با نمایندگان عضو کمیته ویژه دیدار داشته و اطلاعاتی به آنان داده است گفت: ما هیچ دیداری با این پزشک نداشته ایم.

متهمان کهریزک 8 نفرند

سروری تعداد متهمان کهریزک را 8 نفر عنوان کرد و گفت: آزاد شدن یا نشدن آنان را قاضی تشخیص می دهد اما آنچه مسلم است در رابطه با کهریزک 8 نفر متهم وجود دارد که برای آنان روند قضایی درحال طی شدن است.

وی همچنین در خصوص زمان ارائه گزارش کمیته ویژه به هیئت رئیسه مجلس شورای اسلامی گفت: قبل از ارائه این گزارش قرار است با آقای لاریجانی رئیس مجلس دیداری داشته باشیم تا گزارش را به استماع ایشان برسانیم اما قرائت آن در جلسه علنی یا غیرعلنی با صلاحدید هیئت رئیسه مجلس انجام می شود.

نماینده تهران ابراز امیدواری کرد که در جلسه مجلس شورای اسلامی بعد از تعطیلی یک هفته ای مجلس گزارش در مجلس قرائت شود.

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:48  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 



بازداشت  ندا اسكندري و خديجه قهرماني دو دانشجو دانشگاه شيراز با حيله مسئولان دانشگاه
تعويق مجدد دادگاه 20 دانشجو بازداشتي اين دانشگاه از روز  13 آبان
آخرين اخبار دريافتي از دانشگاه شيراز حاكيست دو دانشجوي ديگر اين دانشگاه به نام هاي ندا اسكندري و خديجه قهرماني بازداشت شدند و دادگاه 20دانشجو بازداشت شده اين دانشگاه كه از روز 13 آبان دربازداشتگاه اطلاعات شيراز و بازداشتگاه هاي مخوف اطلاعات سپاه اين شهر زنداني ميباشند ، براي بار دوم برگزار نشد و باز هم به تعويق افتاد.
گفتني است با بازداشت اين دو دختر دانشجو، تعداد دانشجويان زنداني دانشگاه شيراز پس از حمله وحشيانه نيروهاي بسيجي و امنيتي حامي دولت كودتا به صحن اين دانشگاه در روز سيزدهم آبان ماه به 22 نفر افزايش يافت.
 بنا به اين گزارش بعد از ظهر روز سه شنبه 26 آبان ماه ندا اسکندری دانشجوی رشته علوم سیاسی و خدیجه قهرمانی دانشجوی رشته کشاورزی دانشگاه شیراز که به کمیته انضباطی دانشگاه برای پیگیری احکام صادره خود كه  به ترتیب دو ترم محرومیت از تحصیل و دو ترم محرومیت از تحصیل و محرومیت از امکانات رفاهی ، مراجعه کرده بودند توسط اداره اطلاعات شیراز بازداشت شدند و تا کنون از آنها خبری در دست نیست.
همچنين گفتني است دادگاه 20تن ديگر از دانشجویان دربند دانشگاه شیراز باز هم برگزار نشد. دادگاه دانشجویان دانشگاه شیراز که روز 13 آبان بازداشت شده بودند برای دومین بار به تعویق افتاد. بنا به دستور قاضی پرونده آقای یزدانی زمان برگزاری دادگاه به روزهای 26 و 28آبان موکول شد. دادگاه دانشجویان در حالی به بعد موکول شد که پیشتر نماینده دادستان شیراز به خانواده های آنها گفته بود که احتمال تمدید بازداشت آنها تا بعد از روز 16 آذر می رود.
گفتني است در پي برگزاري تجمعات سيزده آبان دانشجويان دانشگاه شيراز در اعتراض به كودتاي انتخاباتي،   نيروهاي بسيجي ، سپاهي و امنيتي با حمايت گارد يگان ويژه به داخل صحن دانشگاه حمله كردنند و به صورت وحشيانه اي به ضرب و شتم دانشجويان دختر و پسر و بازداشت ده ها تن از اين دانشجويان پرداختند. در روزهاي بعد از 13 آبان نيز نيروهاي بسيجي با ايجاد جو رعب و وحشت در داخل دانشگاه اقدام به بازداشت خودسرانه تعداد  ديگري از دانشجويان معترض اين دانشگاه  نمودند.
همچنين گفتني است از هفته گذشته كاظم رضايي يكي از فعالان دانشجويي محروم از تحصيل اين دانشگاه كه اوهم در بند كودتاچيان ميباشد ، در اعتراض به بازداشت غيرقانوني اش دست به اعتصاب غذا زده است و هم اكنون از وضعيت سلامتي وي هيچ اطلاعي در دست نيست.
مسئولان دانشگاه شيراز در كميته انظباطي به دانشجويان گفته اند ميخواهيم 16 آذر دانشگاه آرام باشد
+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:47  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

امیرعلی سلطان از اعضای ستاد 88 که در دفتر مرکزی ستاد فعال بود، دستگیر شد.
به گزارش نوروز، امیرعلی سلطان که از اعضای فعال ستاد 88 بود، روز گذشته توسط ماموران امنیتی بازداشت شد.
از وضعیت این عضو جوان ستاد88 خبری در دست نیست.

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:47  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 



http://www.youtube.com/watch?v=2WF7H4QiuEc

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:46  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 



http://www.youtube.com/watch?v=2WF7H4QiuEc

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:46  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

 

سندیکای کارگران شرکت واحد اتوبوسرانی تهران و حومه :باري ديگر شاهد زنداني شدن پنج تن از کارگران اين مرز و بوم هستيم. فريدون نيکوفرد، جليل احمدي، قربان عليپور، علي نجاتي ومحمد حيدري مهر از فعالان سنديکاي کارگران نيشکر هفت تپه طي احکام صادره از طرف شعبه 1 دادگاه دزفول و تاييد اين حکم توسط شعبه 13 دادگاه انقلاب اهواز براي مدت 6 ماه راهي زندان شدند.

سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران و حومه ضمن محکوم کردن احکام زندان نامبردگان، براي دفعات مکرر مظلوميت کارگران را که در راستاي احقاق حقوق خود به زندان افکنده شده اند، فرياد بر مي آورد و اين گونه اعمال را به شدت محکوم مي کند.

سنديکاي کارگران شرکت واحد اتوبوس راني تهران و حومه با اعتقاد به بي گناهي افراد فوق الذکر و نيز دو تن از ياران خود؛ ابراهيم مددي و منصور اسالو خواهان آزادي بي قيد و شرط همه ي کارگران زنداني است.

با اميد به گسترش صلح و عدالت در همه جهان

سنديکاي کارگران شرکت واحد

اتوبوسراني تهران و حومه

آبان 1388
+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:45  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

یازدهمین سالگرد قربانیان قتل های زنجیره ای برگزار می شود

 شبکه جنبش راه سبز(جرس):پرستو وآرش فروهر، فرزندان داريوش و پروانه فروهر اعلام کردند که در سالگرد قتل پدر و مادرشان ياد آنها را در منزلشان درخيابان سعدی جنوبی تهران، خيابان هدايت، گرامی می دارند.
پرستو و آر ش فروهر خطاب به مردم ایران اعلام کردند که"روز يکشنبه اول آذرماه در يازدهمين سالگرد بزرگداشت عزيزانمان، داريوش و پروانه فروهر ، ما را تنها نگذاريد."
داريوش فروهر، رهبر حزب ملت ايران و همسرش پروانه اسکندری، 30 آبان 1377 در جریان قتل های زنجیره ای از سوی گروهی از ماموران وزارت اطلاعات   بر اثر ضربات چاقو بطرز وحشيانه ای به قتل رسيدند.
مقام های امنيتی-نظامی جمهوری اسلامی عاملان قتل آن ها را"عناصر خودسر" در وزارت اطلاعات اعلام کردند.
مجید شریف،محمد مختاری و محمد جعفر پوينده نیز چند رو پیش و پس از پروانه و داریوش فروهر از سوی همین گروه از ماموران وزارت اطلاعات به قتل رسیدند.

عاملان قتل های زنجیره ای تا رده سعید امامی و مصطفی کاظمی با ایستادگی محمد خاتمی بازداشت شدند و قوه قضائیه مجبور شد برای این گروه از ماموران وزارت اطلاعات پرونده ای تشکیل دهد اما در 30 خرداد 88 سعید امامی که در آستانه اعتراف و معرفی آمران اصلی قتل های زنجیره ای قرار گرفته بود در حالی که در بازداشتگاه سازمان قضایی نیروهای مسلح نگهداری می شد با مرگی مشکوک حذف شد. 

پرونده قتلهای زنجیره ای در دادگاهی غیر علنی،بدون حضور خانواده و وکلای مقتولان با صدور احکامی بسته شد و در سال های اخیر اغلب ماموران اطلاعاتی که در این پرونده نقش داشتند آزاد

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:44  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 

 

انتشار: کمیته گزارشگران حقوق بشر

اعلامیه جهانی حقوق بشر ، میثاقی انسانی و جهانشمول است که از حقوق انسان محق ، خودمختار و دارای اراده و اندیشه ای خودبنیاد سرچشمه می گیرد و بازتاب اعتلای اخلاق انسانی است که ارزشهای جهانی را فارغ از عقیده ، دین ، مذهب ، مرز و نژاد پاس می دارد و پرستاری می کند . ایران نیز هرچند از امضا کنندگان کنوانسیون بین المللی حقوق بشر است ، اما در نقض آن با کشورهای خود کامه ای در سطح سودان و کره شمالی رقابتی تنگاتنگ دارد . اما این مساله موجب وهن ملت بزرگ ایران است چراکه فرهنگ و تمدن دیرپا و شکوفای ایرانی زادگاه نخستین اعلامیه حقوق بشر در جهان می باشد و رسالتی برای پاسداشت و نگاهبانی از آن و حقوق پایمال شده افراد را بر دوش همه ایرانیان می نهد .

یکی از آسیب پذیرترین گروه های اجتماعی از چشم انداز حقوق بشری ، و جریانی که در نیم قرن اخیر ایران ، همواره از گزند تمامیت خواهی برقدرت نشستگان ، آرامش و امنیتی مناسب را تجربه نکرده است دانشگاه و دانشجو به معنای اعم آن می باشد . دانشجو از سویی در برهه ای از زندگانی بسر می برد که آرمانگر است و بی مماشات پی جوی حقوق صنفی و اجتماعی خود و ملتش می باشد ، از دیگر سوی بدلیل آنکه در حلقه تنگ مادی گرایانه وارد نشده ، محافظه کار نگشته و در منظومه قدرت سیاسی اعتبارش در حق گویی و بی طرفی است و چون در مطالباتش پی جوی دستیابی به قدرت سیاسی نیست ، هرگز حقیقت را قربانی مصلحت نگری اجتماعی و سیاسی خویش نمی سازد و بی محابا بر سر ارباب قدرت بانگ حق طلبی را بلند می دارد ، و به این دلیل که پشتیبانی جدی در ساختار قدرت ندارد همواره هزینه های بسیاری را به جان خریده است .

تاریخ جنبش دانشجویی ایران از بدو تاسیس دانشگاه تا به امروز بیانگر آن است که در برهه های سکوت سنگین استبداد و خفقان ، این دانشجویان بوده اند که آذرخش وار به دامان شب ستم و خودکامگی درآویختند و با جان خویش فروغ و گرما به جامعه بخشیده اند . هنوز ایستادگی های بانوی شعر پارسی ، فریادهای حقطلبانه پروانه دانشجویی و جوشش سه قطره خون اهورایی از آزردگی یادها نکاسته که انقلاب مخوف فرهنگی خیل عظیمی از دانشجویان را از حق تحصیل باز می دارد و هجوم همه جانبه به دانشجو و دانشگاه چنان در دستور کار قرار می گیرد که حوادثی چون کوی دانشگاه و به بند کشیدن آنان بارها و بارها بی محابا از سوی تنگ نظران و قدرتمداران برای فرو بردن کلام حق دانشجو تکرار می گردد و شهیدانی بر شهدای آزادی خواهی و حق طلبان دانشجویی افزون می گردد ، گویی این سلسله خونین و این به بند کشیدن مرغ خوش الحان آزادی و آزادیخواهی را پایانی نیست . این رویدادهای تلخ و ناگوار ، این به بند کشیدن دانشجویان و یاران دبستانی ، این محرومیتهای پی در پی از تحصیل و نادیده گرفتن حقوق بدیهی صنفی و اجتماعی ، ما فعالان دانشجویی و حقوق بشر را بر آن می دارد تا رسالتی را که همواره بر دوش داشته ایم را بصورت جدی پی گرفته و تا حصول نتیجه دست از فعالیت باز نداریم . بنابراین بی آنکه بر معرفی این نهاد یا اعلام موجودیت آن اصرار ورزیم بی مقدمه و در اولین گام گزارش نقض حقوق بشر در عرصه دانشجویی را در دستور کار قرار داده ، و پی جویی های مکرر خود را برای آزادی دانشجویان در بند و بازگشتن محرومان از تحصیل به دانشگاه ادامه خواهیم داد .

دانشجویان زندانی

1 - کاظم رضایی ، سجاد بهنام ، احسان هاشمی و بیست دانشجوی دیگر دانشگاه شیراز در روز سیزده آبان در حمله نیروهای لباس شخصی و گارد ویژه به داخل دانشگاه بازداشت شدند .

2- علی اسداللهی دانشجوی دانشگاه علم و صنعت در روز سیزدهم آبان ماه بازداشت وبه زندان منتقل گردید.

3- علی مشمولی از اعضای شورای عمومی انجمن اسلامی صنعتی اصفهان توسط نیروهای امنیتی بازداشت و همچنان در زندان بسر می برد .

4- علی بیکس دانشجوی رشته جغرافی دانشگاه باکو از روز بیست و سوم خرداد همچنان در زندان اوین بسر می برد .

5- سعید نورمحمدی و احسان حسین خانی از جمله دانشجویان بازداشت شده در مراسم دعای کمیل همچنان تحت بازداشت قرار دارند .

6- افتخار بزرگیان دانشجوی دانشگاه فردوسی بیش از دو ماه است که هنوز در زندان بسر می برد

7- علی پرویز و سهیل محمدی ، دانشجویان دانشگاه خواجه نصیر ، در تاریخ 12/8 و پس از یورش نیروهای امنیتی به منازل آنان بازداشت و به زندان منتقل شدند همچنین وسایل شخصی آنان پس از بازرسی منزلشان ضبط گردید .

عباس حکیم زاده عضو شورای مرکزی دفتر تحکیم وحدت که نیمی ازعمر دولت مهرورز را در بند سپری کرده است..

میثم احمدی دانشجوی دانشگاه شریف رشته معماری که در 13 آبان بازداشت شده و پس از استعلام از دانشگاه اسم وی به عنوان محروم از تحصیل از طرف اموزش اعلام شده

10 – پیمان عارف ، ضیا نبوی و مجید دری ، دانشجویان ستاره دار و محروم از تحصیل ماه هاست که در زندان اوین تحت بازداشت قرار دارند .

11 – سلمان سیما ، دانشجوی دانشگاه آزاد در تاریخ 13/8 توسط نهادهای امنیتی بازداشت و به زندان منتقل گردید .

12 – حامد روحی نژاد ، دانشجوی دانشگاه بهشتی از تاریخ 14 اردیبهشت تحت بازداشت می باشد

13 – شبنم مدد زاده و روناک صفارزاده دانشجویانی که ماههاست به دلایل واهی در زندان به سر می برند .

14 رها ثابت دانشجوی ،هاله روحی و ساسان تقوی از دانشجویانی که بر اساسبرنامه یونیسف و با نظارت این سازمان مشغول سواد آموزی در مناطق محروم شیراز بودند در سال86 بازداشت و به 4 سال زندان محکوم شدند.

15- محمد صادقی،نفیسهزارعی کهن و حسن اسدی زید آبادی از اعضای سازمان ادوار که از شبل قبا 13آبان بازداشت شده و خبری از آنها در دست نیست.

و بسیاری ازدانشجویان بی نام و با نشانی که اطلاعاتی از آنها ندارین ام در بازداشت به سر میبرند و هر روز بر تعداد آنها افزوده میشود

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:44  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

بامدادخبر: نیروهای امنیتی با هجوم از قبل برنامه‌ریزی شده، دست کم هفت عضو دانشجویان و دانش‌ آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران را بازداشت کردند.

به گزارش بامدادخبر، نیروهای امنیتی عصر امروز، به منزل احسان دولتشاه، عضو دانشجویان و دانش‌آموختگان لیبرال دانشگاههای ایران، هجوم برده و دست‌کم هفت عضو این گروه را بازداشت نمودند.

مهرداد بزرگ، سورنا هاشمی، علیرضا موسوی، فرزان رئوفی، احسان دولتشاه، سینا شکوهی و البرز زاهدی، شش نفری هستند که در این هجوم از پیش برنامه‌ریزی شده دستگیر شدند و احتمال دستگیری اعضای دیگر نیز می‌رود.

در این میان، دقایقی قبل، ماموران امنیتی، به همراه مهرداد بزرگ و سورنا هاشمی، به منزل این دو مراجعه کرده و اقدام به تفتیش منزل و لوازم شخصی آنها کرده‌اند.

اخبار تکمیلی متعاقبا ارسال می‌گردد

+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:43  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

ندای میهن سبز nedayemihan.blogspot.com پنج شنبه 28 آبان : در حالي كه با توجه به تبليغات گسترده و تشكيل ستاد استقبال از احمدي نژاد در تبريز براي سازماندهي استقبال از وي ،انتظار ميرفت كه كودتاگران بتوانند جمعيتي در حدود 30 تا 50 هزار نفر را براي پذيرايي از رييس دولت كودتا سازماندهي كنند ، حاميان دولت كودتا در اين اقدام ظاهري هم ناكام ماندند.جمعيت گردآوري شده در ورزشگاه در حدود 8 الي 10 هزار نفر بود كه حداقل 75 درصدشان را دانش آموزان تشكيل مي دادند كه از مدرسه به آنجا آورده شده بودند. كارمندان برخي ادارات دولتي نيز در جمعيت ديده مي شدند.البته تعدادي از دانش آموزان پيش از آغاز سخنراني احمدي نژاد، ورزشگاه تختي را ترك كرده و فرار كردند.با توجه به جمعيت 1ميليون و
400هزار نفري تبريز ، افراد گردآوري شده در ورزشگاه كمتر از يك درصد مردم شهر را تشكيل مي دادند.پيش از آغاز سخنان احمدي نژاد ، مجتهدشبستري (امام جمعه تبريز) به سخنراني پرداخته و در سخنانش ادعا كرد كه در اعتشاشات ! پس از انتخابات ، مردم تبريز هيچ شركتي نداشتند.اين در حالي است كه پس از اعلام نتايج ، تبريز سه روز ناآرام را تجربه كرد و در جريان تظاهرات نيز دو نفر در اين شهر كشته شدند.عدم استقبال مردم تبريز از رييس دولت كودتا اوج خشم و نفرت مردم اين شهر را از دولت تقلبي آشكار كرد.











+ نوشته شده در  2009/11/20ساعت 20:42  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 


راديو فردا : رضا قلی پوراندرجانی، پدر رامین پوراندرجانی، پزشک ِ درگذشته بازداشتگاه کهریزک می گوید: شب پیش از فوت پسرش، با او تلفنی صحبت کرده بود.
او به خبرگزاری های خارجی گفته است: پسرش کاملا سرحال بود و هیچگونه علائمی حاکی از اینکه قصد خودکشی داشته، در او دیده نمی شد. آقای پوراندرجانی افزوده: روز بعد، فرمانده نیروی انتظامی تهران به او اطلاع می دهد که پای فرزندش درحادثه رانندگی صدمه دیده و برای جراحی او به اجازه پدرش نیاز دارند، اما وقتی که آنها از تبریز به تهران رفتند، متوجه شدند که چنین موردی نبوده است.
رضاقلی پوراندرجانی همچنین گفته است چون خانواده بشدت سوگوار و مضطرب بودند، بدون توجه خاصی به جسد فرزندشان، او را بخاک سپردند.
درپی انتشار گزارش هایی مبنی بر شرایط مشکوک درگذشت رامین پوراندرجانی، پزشک 26 ساله بازداشتگاه کهریزک، دادسرای عمومی و انقلاب تهران اعلام کرده است که "نتايج بررسی ها و آزمايشات اوليه كالبدشكافی درپزشكی قانونی، نشان می دهد كه فوت او بر اثر مسموميت نبوده است." این اطلاعیه افزوده این پرونده در دادسرای جنایی در دست رسیدگی است.

+ نوشته شده در  2009/11/18ساعت 20:21  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر  :  یوسف ندرخانی، پیشوای روحانی بزرگترین جامعه مسیحی شمال کشور به دلیل اعتراض به تصمیم مقامات محلی مبنی بر خواندن اجباری قرآن توسط دانش‌آموزان مسیحی در تاریخ 20 مهرماه بازداشت شد و به زندان لاکان رشت منتقل گشت.

تا این لحظه این کشیش زندانی، تنها 3 تماس تلفنی با خانواده خود داشته است و اجازه هیچگونه ملاقاتی را به وی نداده‌اند. گفتنی است کشیش یوسف نادرخانی دارای دو فرزند خردسال است.

این بازداشت در حالی صورت گرفته است که بر اساس بند 3 ماده 26 اعلامیه جهانی حقوق بشر « والدين در گزينش نوع آموزش فرزندان‌شان حق تقدم دارند.» گفتنی است آزار و اذیت و اعمال تبعیض علیه اقلیت‌های مذهبی در سی‌سال گذشته همواره یکی از موارد عمده‌ی نقض حقوق بشر توسط حاکمیت بوده است.

لازم به ذکر است یوسف ندرخانی، 3 سال پیش نیز به اتهام اقدام علیه امنیت ملی بازداشت شده بود.

+ نوشته شده در  2009/11/18ساعت 20:20  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

دکتر پوراندرجانی یک روز قبل از مرگش برای استمداد به مجلس رفته بود


نوروز : درحالیکه فرمانده نیروی انتظامی مدعی می شود مرحوم رامین پوراندرجانی، پزشک وظیفه بازداشتگاه کهریزک، خودکشی کرده است، آخرین اطلاعات موثق دریافتی توسط خبرنگار نوروز حاکی از آن است که مادر رامین پوراندرجانی، قبل ازرحلت پسرش با دکتر روح الامینی، پدر شهید محسن روح الامینی تماس می گیرد و ضمن بیان اینکه محسن توسط رامین پیش از شهادت مورد معاینه قرار گرفته بود به او می گوید که جان پسر من به علت بیان حقایقی در مورد شکنجه و شهادت پسر شما در خطر است."

بنا بر اطلاعات دریافتی توسط نوروز که برای اولین بار و پس از اطمینان از صحت خبر آنرا افشا می کند، دکتر روح الامینی هم در پاسخ به مادر رامین می گوید: "شما می خواهید من چه کار کنم؟ اگر رضایت بدهم مشکل شما حل می شود. شما با کسانی طرف هستید که متهم پرونده هستند نه من"

تحلیل خبرهای پس از انتشار خبررحلت دکتر پوراندرجانی مبین آن است که نیروی انتظامی و قوه قضائیه در مورد این خبر بسیار منفعلانه برخورد می کنند و غیر از تکرار ادعاهای قدیمی در مورد برخورد با حوادث کهریزک صحبت های جدیدی مطرح نمی نمایند.

نوروز پس از انتشار گزارش های دریافتی در مورد مرگ دکتر رامین پوراندرجانی و متهم نمودن سردار احمدی مقدم- فرمانده نیروی انتظامی-، سردار رادان- جانشین وی- و سعید مرتضوی دادستان وقت کل کشور که به صورت مستقیم در حوادث کهریزک دخالت داشتند، با پاسخی از سوی آنان مواجه نمی شود که با توجه به سوابق افراد فوق در متهم کردن افراد به جرم های خودساخته و ارتباط دادن اکثر حوادث به نیروهای خارجی امری بسیار بعید به نظر می رسد.

برخی اطلاعات مبین آن است که از افراد فوق درخواست شده است در مورد این پرونده صحبت نکنند تا با موج فشارهای بیشتری مواجه نگردند. امری که آنها نیز تاکنون سعی دارند مطابق آن عمل کنند و صحبت های زیادی در مورد نقش خود به خصوص در مورد پرونده مرگ رامین پوراندرجانی بیان نکنند.

صحبت های فرمانده نیروی انتظامی که از کشف وصیت نامه مرحوم پوراندرجانی و طرح ادعای خودکشی وی می گوید از معدود مواردی است که فرمانده نیروی انتظامی به عنوان عالی ترین مقام این نیرو به صورت مستقیم مطرح می کند تا فشارهای زیادی را که این روزها نیروی انتظامی کشور با آن مواجه است کاهش دهد. ادعایی که به علت طرح اتهاماتی چون دخالت مستقیم وی و جانشینش در این پرونده غیرقابل باور و ساختگی به نظر می رسد. به خصوص که توجه داشته باشیم مرحوم رامین قبل از رحلت و طی صحبت تلفنی با یکی از دوستانش به او گفته بود که سه شنبه به تبریز خواهد رفت. برای اثبات دروغین بودن ادعاهای فرمانده نیروی انتظامی می توان به دریافت پذیرش از یکی از دانشگاه ها آلمان توسط رامین پوراندرجانی هم اشاره کرد. او قصد داشت جهت ادامه تحصیل و گرفتن تخصص به این کشور برود.

نوروز بازهم سئوال های مطرح شده در مورد این پرونده را که پیش از این مطرح شده بود به عنوان راهی برای پی بردن به ابعاد جنایات کهریزک و شهادت افرادی چون محسن روح الامینی و رامین پوراندرجانی می داند و منتظر پاسخ روسای قوه مجریه و مقننه و همچنین رئیس کمیسیون امنیت ملی و اعضای کمیته ویژه بررسی حوادث پس از انتخابات است.

در عین حال نوروز آمادگی دارد جواب های فرمانده نیروی انتظامی یا جانشین وی و حتی سعید مرتضوی را به این پرسش ها منتشر کند. همانگونه که قبلاً هم گفته شده است پرسش های قابل طرح به قرار زیر دوباره به اطلاع می رسد:

1- تاخير طولاني در قرائت گزارش كميته ويژه و عدم برگزاري دادگاه متهمان كهريزك ، به چه علت و با فشار چه اشخاص و نهادهايي بوده است و ارتباط مرگ مرموز دکتر پوراندرجاني با اين تاخيرها و خصوصا متن قرائت نشده گزارش كميته ويژه مجلس چیست؟

2- با توجه به حضور و شهادت دادن دکتر پوراندرجاني در جلسه كميسيون امنيت ملي و كميته ويژه و با توجه به اينكه بارها اين مرحوم قبل از مرگ نسبت به عدم امنيت جاني خود هشدار داده بود، چرا از وي محافظت نشد و او همچنان در اختيار نيروي انتظامي كه مقامات عالي آن از متهمان اصلي پرونده جنايات كهريزك هستند، قرار داشت تا شب هنگام، در سن 26 سالگي و در خواب سكته داده شود یا مرگ وی خودکشی تلقی گردد؟

3- در حالي كه خانواده اين مرحوم ساكن تبريز هستند و او نیز در نهایت در تبريز دفن شده است، علت برگزاري مراسم تغسیل و تکفین در تهران چه بوده است؟

4- علت مخالفت مقامات امنيتي با كالبدشكافي جنازه اين شهید توسط پزشكان مستقل که از حقوق مسلم خانواده متوفی بوده است چيست؟

5- اگر شهيد پوراندرجاني به مرگ طبيعي فوت شده است و یا خودکشی کرده است به چه دليل مراسم ترحيم وي با حضور نيروهاي امنيتي و در شرايطي غيرعادي برگزار شده است به طوری ‌که حتی دوستان نزدیک این مرحوم هم جرات حضور در مراسم تدفین را پیدا نکرده‌اند؟

6- ارتباط مرگ مشكوك رامين پوراندرجانی با متهمان اصلي جنايات شكنجه‌گاه كهريزك و به طور مشخص احمدي مقدم فرمانده نيروي انتظامي، رادان جانشين فرمانده اين نيرو و مسئول بازداشتگاه كهريزك و سعید مرتضوي دادستان وقت تهران كه متهمان با دستور وي و معاونانش قاضي حداد و قاضي حيدري فر به كهريزك منتقل شده اند ،چيست؟ (اطلاعات نوروز مبین آن است که شخص احمدرضا رادان، جانشین فرمانده نیروی انتظامی بارها رامین را مورد تهدید قرار داده و دستور به سکوت او داده بود)

7- آيا شباهت عجيب نحوه اعلام شدن مرگ اين جوان۲۶ ساله يعني ايست قلبي در هنگام خواب با قتل‌هاي سياسي در سال‌هاي گذشته، سوال برانگيز نيست؟

+ نوشته شده در  2009/11/18ساعت 20:19  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 

کمیته گزارشگران ح 27 آبان‌ماه، مریم رستم‌پور و مرضیه امیری‌زاده، دو زندانی مسیحی پس از تحمل 259 روز حبس، تا زمان برگزاری دادگاه آزاد شدند.

این دو زن زندانی در 15 اسفند‌ماه 87 در منزل شخصی‌شان بازداشت شده و به زندان اوین منتقل شدند. دادگاه آنان در تاریخ 18 مرداد 88 در حالی برگزار شد که دادستان تهران برای آنان حکم "ارتداد" را توصیه نموده بود. گفتنی است در جلسه دادگاه این دو شهروند مسیحی قاضی حداد از آنان خواسته بود تا عقاید خود را به صورت کتبی و شفاهی منکر شوند.

لازم به ذکر است مریم و مرضیه در طول دوران بازداشت، با بیماری و مشکلات فروان روبرو بوده‌اند. مرضیه دچار درد شدید در ناحیه ستون فقرات و همچنین عفونت دندان و سردرد‌های شدید بوده است.

بازداشت و آزار اقلیت‌های مذهبی در ایران در حالی صورت می‌پذیرد که بر اساس ماده 18 اعلامیه جهانی حقوق بشر «هرکس حق دارد ازآزادی انديشه، وجدان و مذهب بهره‌مند گردد، اين حق شامل آزادی تغيير مذهب يا باور و نيز آزادی اظهار مذهب يا باور به شکل آموزش، عمل به شعائر، نيايش و بجای آوردن آيين‌ها چه به تنهايی و چه به‌صورت جمعی نيز می‌گردد.» همچنین اصل 23 قانون اساسی تفتیش عقاید را ممنوع نموده است.

+ نوشته شده در  2009/11/18ساعت 20:19  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر - حکم امیر حجتی دانشجوی کارشناسی ارشد معماری دانشگاه شهید بهشتی در شعبه 54 دادگاه تجدیدنظر به 5 ماه حبس تعزیری کاهش یافت. این دانشجوی زندانی در دادگاه بدوی به تحمل 2 سال و 3 ماه حبس تعزيری محكوم شده بود.

امیر حجتی از جمله بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات است که در تاریخ شنبه 23 خردادماه روبروی کوی دانشگاه تهران، خیابان امیر آباد دستگیر شد. نام وی در میان متهمان حاضر در سومین دادگاه موسوم به رسیدگی به اتهامات عوامل دخیل در حوادث پس از انتخابات به چشم می‌خورد.

در قسمتی از کیفرخواست این دادگاه آمده است:‌ «متهمینی که در دادگاه حضور دارند و اسامی آنان در پرونده موجود است، همسو با دشمنان نظام علی رغم علم و اطلاع از تجمعات غیرقانونی به ایجاد اغتشاش و ساخت و پرتاب نارنجک‌های دست ساز و آتش زا در آشوب‌های خیابانی پرداخته و در جهت تحریک مردم به حضور در آشوب‌های خیابانی به مأمورین نیروی انتظامی و بسیج حمله‌ور شده و اقدام به سنگ پرانی و تمرد نسبت به آنان در حین انجام وظیفه نموده‌اند.»

لازم به ذکر است کمیته گزارشگران حقوق بشر طی گزارش‌هایی به بررسی وضعیت و نحوه اقرار چندتن از بازداشت‌شدگان حوادث پس از انتخابات از جمله مجید مقیمی و حسام ترمسی پرداخته بود. نام این دو متهم نیز در کیفرخواست سومین دادگاه به چشم می‌خورد.

+ نوشته شده در  2009/11/18ساعت 20:18  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر - در تاریخ 23 آبان ماه منزل دو خانواده ی بهای ساکن قائم شهر مورد بازرسی مامورین وزارت اطلاعات قرار گرفت. صبح روز شنبه، 23 آبان حدود پنج نفر از مامورین وزارت اطلاعات با حضور در منزل خانم سیمین گرجی و آقای علی احمدی به تفتیش منزل و وسایل شخصی اقدام نمودند.مامورین همچنین اقدام به بردن کیس کامپیوتر، سی دی های خانوادگی و اعتقادی به همراه جزوات و کتب درسی دانشگاهی و اعتقادی به همراه عکس و پوستر و نقاشی از منزل علی احمدی کردند. مامورین وزارت اطلاعات شهر قائم شهر حکم و برگه یاد داشتی از طرف معاون دادستانی مبنی بر اتّهام شرکت در جلسه ی تذَّکر (مجلس ختم) رقیه ی اولادی و سخنرانی و تبلیغ بهائیت در آن ارائه داده اند و ایشان را برای مورخ 25 آبان به ستاد خبری استان مازندران احضار نمودند.پیش از این سیمین گرجی 6 ماه و علی احمدی 10 ماه حبس را در سال گذشته به اتهام تبلیغ علیه نظام گذرانده بودند.

علی احمدی صبح روز 25 آبان با حضور در ستاد خبری استان مازندران به مدت 2 ساعت بازجویی شد، بنا به گزارشات رسیده استناد 2 نفر بازجو بر اساس اعلاميه ي محرمانه ي دادستان كل كشور به تاريخ 1 شهریور سال جاری بوده است. طبق این اعلامیه شركت در مراسم دینی بهایی و هر نوع تجمع دیگر فعاليت عليه نظام و امنيت كشور محسوب و پيگرد قانوني دارد. این در حالی است که ماده ی 18 اعلامیه ی جهانی حقوق بشر می گوید: هر کس حق دارد که از آزادی فکر ، وجدان و مذهب بهره مند شود .این حق متضمن آزادی تغییر مذهب یا عقیده و ایمان می‌باشد و نیز شامل تعلیمات مذهبی و اجرای مراسم دینی است . هرکس می‌تواند از این حقوق یا مجتمعاً به طور خصوصی یا به طور عمومی بر خوردار باشد. در طول 30 سال گذشته جامعه ی بهاییان ایران همواره از حق برگزاری مراسم دینی خود محروم بوده اند

+ نوشته شده در  2009/11/18ساعت 20:17  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 

رسایی ، نماينده مجلس، از متحدان احمدی نژاد و از مريدان مصباح يزدی ميباشد.

http://www.youtube.com/watch?v=kz3WFzZ5kq8

+ نوشته شده در  2009/11/17ساعت 17:30  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 


http://www.youtube.com/watch?v=jeDz7uJI6JY

+ نوشته شده در  2009/11/17ساعت 17:29  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 

کمیته گزارشگران حقوق بشر - دکتر محمد ملکی، شب گذشته از بند 209 به بند 350 زندان اوین منتقل شد.

اخبار دریافتی حاکی از وضعیت بد جسمانی دکتر محمد ملکی است ضمن اینکه شرایط روحی وی خوب گزارش شده است. دبیر شورای همبستگی برای دمکراسی و حقوق بشر در ایران در اولین ماه بازداشت خود هر روز به مدت 5 الی 6 ساعت تحت بازجویی قرار داشته و بازجویی‌های وی با توهین و هتاکی همراه بوده است.

دکتر محمد ملکی، رییس سابق دانشگاه تهران صبح شنبه 31 مردادماه در منزل شخصی‌اش بازداشت شد. این بازداشت در حالی صورت گرفت که وی به مدت سه ماه تحت درمان بیماری پروستات قرار داشت. با توجه به وضعیت نامناسب جسمانی دکتر محمد ملکی و نیاز وی به مراقبت‌های پزشکی ادامه‌ی نگهداری وی در زندان نگرانی‌هایی را در مورد وضعیت این استاد بازنشسته‌ی دانشگاه به وجود آورده است.

گفتنی است دکتر محمد ملکی اولین رییس دانشگاه تهران پس از انقلاب در تیرماه 1360 به دلیل مخالفت با تعطیلی دانشگاه‌ و انقلاب فرهنگی بازداشت شد و مدت 5 سال را در زندان به سر برد.

+ نوشته شده در  2009/11/17ساعت 17:29  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

 

ساوالان سسی:

شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز مهندس علیرضا فرشی و همسرش سیما دیدار از فعالین مدنی آذربایجانی در تبریز را به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد.

بر اساس حکم صادره، دادگاه این فعالین را به اتهام تبلیغ علیه نظام از طریق سردادن شعار و در دست داشتن پلاکاردهایی در رابطه با حقوق زبانی و ملی آذربایجانیها در جریان مراسم پیاده روی خانوادگی روز جمعه ۱ خرداد ۸۸ در پارک ائل گولی تبریز و ارسال خبر به سایتهای اینترنتی به یک سال حبس تعزیری محکوم کرد. دادگاه همچنین این زوج فعال آذربایجانی را از بقیه اتهامات وارده تبرئه نموده است.

جلسه رسیدگی به پرونده فرشی و دیدار ۲۶ مهر ۸۸ در شعبه سوم دادگاه انقلاب تبریز به ریاست قاضی علی نژاد برگزار گردیده بود و حکم صادره در روز ۲۳ آبان ۸۸ به این فعالین مدافع حقوق آذربایجانیها در ایران و عباس جمالی وکیل مدافع این افراد ابلاغ شده است.

علیرضا فرشی استاد دانشگاه آزاد و از فعالین مدنی آذربایجان است که در جریان راهپیمایی خانوادگی روز جمعه ۱ خرداد ۸۸ در پارک ائل گولی تبریز و هنگامی که عده ای از حاضران شعارهایی در رابطه با حقوق ملی و زبانی آذربایجانیها سر می دادند بازداشت شده بود. ماموران امنیتی چندی بعد سیما دیدار همسر فرشی و مدیر مسئول سابق نشریه دانشجویی یاشماق دانشگاه تهران را در ۲۸ مرداد ۸۸ و زمانی که او به همراه وکیل جهت ملاقات با همسرش به زندان مراجعه کرده بود بازداشت کرده بودند. فرشی و دیدار پس از تحمل بازداشت موقت سه و یک ماهه به قید وثیقه زندان آزاد شده بودند.

سازمان عفو بین الملل روز نهم ژوئن ۲۰۰۹ با انتشار اطلاعیه ای ضمن بررسی وضعیت حقوق بشر در فضای انتخاباتی ایران، خبر از بازداشت و زخمی شدن بیش از ۱۵ نفر در تبریز از جمله علیرضا فرشی داده بود

+ نوشته شده در  2009/11/17ساعت 17:27  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   | 

 
 

رویا کریمی
پس از آنکه در روزهای گذشته احسان فتاحیان، جوان ۲۷ ساله کرد را اعدام کردند، در میان مدافعان حقوق بشر و کنشگران اجتماعی و مدنی نگرانی از اعدام شیرکو معارفی بیشتر شد. به ویژه که برخی از مدافعان حقوق بشر مانند سازمان عفو بین‌الملل اعدام احسان فتاحیان را «اقدامی‌تلافی‌جویانه در قبال ترور شماری از کارکنان دولتی در استان کردستان در شهریور ماه » نامیده‌اند. احسان فتاحیان که نخست به ۱۰ سال زندان محکوم شده بود، در دادگاه تجدید نظر به اتهام محاربه و عضویت در گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی‌ایران به اعدام محکوم شد. اینک شیرکو معارفی، سی ساله، زندانی کرد دیگری است که با همین اتهام‌ها روبه‌رو ست یعنی «عضویت در یکی از گروه‌های مخالف جمهوری اسلامی». شیرکو معارفی به گفته پدرش با گروه «کوموله» در ارتباط بوده است. اما این ارتباط باز هم به گفته پدر شیرکو معارفی «از روی ناچاری و برای پیدا کردن شغل و کسب درآمد» بوده و او تنها «مبلغ کوموله» بوده است.

خلیل بهرامیان، یکی از وکیلان این جوان کرد در باره آنچه در روزهای گذشته در مورد پرونده او رخ داده است به رادیو فردامی‌گوید: آقای شیرکو معارفی به اتهام محاربه دستگیر شدند. بنده به عنوان وکیل تسخیری آقای معارفی در جلسات دادگاه ایشان حضور یافتم. در نهایت امر در دادگاه بدوی برای ایشان حکم اعدام صادر شد با استناد به یکی از شقوق چهارگانه حد محاربه. متعاقبا بنده و آقای شیخی به اتفاق هم به عنوان وکیل تعینی ایشان در پرونده با هم کار کردیم. درخواست تجدید نظر کردیم. دادگاه تجدید نظر استدلالات و استنباطات ما را قبول نکردند و متاسفانه این حکم مجددا تایید شد. به کمیسیون عفو و بخشودگی درخواست دادیم، هم من و هم همکارم آقای شیخی به اتفاق هم و هم خود آقای معارفی شخصا درخواست عفو را مطرح کردیم که متاسفانه این درخواست ما هم در آنجا مورد پذیرش واقع نشد.

آخرین اقدامی‌ که در دست کار داریم درخواست اعاده دادرسی مستند به بند شش ماده ۲۷۲ قانون مجازات اسلامی‌ است. با این استنباط و استدلال که مجازات صادره متناسب با جرم ارتکابی نیست. یعنی اعتقاد داریم که عمل ارتکابی در قالب محاربه نیست. و مجازات صادره متناسب با عمل ارتکابی توسط موکل من نیست. پذیرش اعاده دادرسی – اگر خدا بخواهد – اجرای حکم را به تعویق خواهد انداخت.


می‌شود لطفا در مورد وضعیت بازداشت ایشان و کاری که ایشان انجام داده اند که منجر به صدور اتهام محاربه شده است توضیح دهید؟

ببیند ما اعتقاد داریم که عملی که موکل بنده مرتکب شده است نفیا و اثباتا در قالب محاربه نباید تعریف می‌شده است. قانون مجازات اسلامی‌که بعد از انقلاب به تصویب رسیده است مجازات‌ها را به پنج دسته قصاص، دیات،‌ حدود،‌ تعزیرات و مجازات‌های بازدارنده تقسیم می‌کند. در قرآن محارب را تعریف کرده و مصداق محارب را هم تعریف کرده است و گفته است راه اثبات محاربه یا شهادت شهود است یا اقرار خود فرد.

مجازات محاربه هم چهار شکل دارد. قطع عضو یعنی قطع دست راست و پای چپ، به دار آویختن و اعدام و نفی بلد و تبعید است. ما می‌گوییم در حدود الهی قاضی حق تفسیر ندارد. دیگر قاضی نباید بگوید که بله، شاهدی نبوده و متهم هم اقرار نکرده است، ولی من شخصا از قرائنی که در پرونده بود به علم رسیدم.

قطعا باید حد الهی آن جور که هست اجرا و اثبات شود. عقیده بنده و جناب آقای شیخی – وکیل همکار من در پرونده – این است که عملی که موکل بنده مرتکب شده‌اند یا اتهام محاربه به وی منتسب شده است در حد محاربه نیست. حتی اگر ایشان محارب باشند راه اثبات محارب در مسیر دادرسی رعایت نشده است. اظهارات کدام شاهد در دادگاه استماع شده است؟ کما اینکه ما بالغ بر ۲۵ شاهد به دادگاه معرفی کرده‌ایم که دادگاه استماع کند که ایشان محارب نیست. متاسفانه این روال رعایت نشده است و عقیده ما بر این است که ایشان محارب نیست.
+ نوشته شده در  2009/11/17ساعت 17:26  توسط دیدبانان حقوق بشر وروزنامه نگاران   |